درباره ما
عاشوراي سال 1385 ه.ش يكي از روزهاي سرد زمستان بود كه اشعه هاي كمرنگ خورشيد قسمتي از محل اجراي شبيه خواني گروه را كه بعدها ثارالله نام گرفت نورافشاني مي كرد ،تا شايد در اين روز عزيز صورتهاي سرد شبيه خوان هايي را كه براي اولين بار وارد صحنه نمايش مي شدند گرم كند . براي اولين بار شبيه خواني مي كردند اما دلشان از عشق ديگري گرم شده بود ،اجرا كه به پايان رسيد آن چنان تاثيري بر روحيه تك تك افراد گذاشت كه پايه گذار يك دوستي وصميميتي پايدار شد .گرچه هرروز يكديگر را مي ديديم سلام مي كرديم و جوياي احوال يكديگر مي شد يم اما با شروع اينكار انگار يكديگر را تازه پيدا كرده بوديم.
با پايان گرفتن تمرينات و اجراي روز عاشورا انگار چيزي را داشتيم از دست مي داديم واين دلتنگي ديدار وحضور هر هفته در تمرينات سه ماه در گروه بصورت عادتي شده بود كه ترك آن مشكل مي نمود .سه سال به همين ترتيب گذشت هر سال سه ماه مانده به محرم روزهاي جمعه ي هر هفته گرد هم مي آمديم تمرين مي كرديم به شيرين كاري هاي يكديگر مي خنديم وروزهاي آخر اشك مي ريختيم وعاشقانه گريه مي كرديم ،در روز اجرا آنقدر متحول مي شدند كه همه چيز از اجرا ومتن گرفته تا موسيقي ،في البداهه پيش مي رفت واين حالت عرفاني كاررا بيشتر مي كرد.هر سال با عشقي تازه جان مي گرفتيم ،سال اول از وفاداري عباس لذت مي برديم سال بعد شجاعت حر را تحسين مي كرديم و سال 87 از ايثار علي اكبر درس گرفتيم .
هركسي كاري انجام مي داد تا شبيه خواني بدرستي انجام شود تداركات، امور مالي ،روابط عمومي ، تبليغات، مشاورين ،موسيقي، تصويربرداران، عكاسان، نورپرداز، انتظامات، گروههايي هستندكه هر كدام سهمي به سزا در اجراي زيباي كار داشتند .همه عاشق هستند و با دل و جان كار مي كنند تا جايي كه هزينه هاي صرف شده تا كنون را خودشان با اشتياق تقبل كردند ،سرماي سخت زمستان را به جان خريدندتا كاري انجام دهند كه رضاي خداوند وخشنودي ائمه اطهار در آن باشد وسهمي در تعزيه شهداي كربلا داشته باشند .فرقي ندارد كه چه كاري انجام دهند چه نقشي را شبيه خواني كنند شمر يا امام حسين، سعد يا عباس (ع)،حرمله يا علي اكبر ،همه يك منظور داشتند وآن اجراي درست است كه در حد امكان اين كار هم انجام مي شود .
ما بدين در نه پي حشمت وجاه آمده ايم
از بد حادثه اين جا به پناه آمده ايم
آبرو مي رود اي ابر خطا پوش ببار
كه به ديوان عمل نامه سياه آمده ايم
زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست
هركسي نغمه خود خواندواز صحنه رود
صحنه پيوسته بجاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

